|
گفتاري منتشر نشده از شهيد آويني |
|||||
| |||||
دیداربعدازظفر...




لطفعلى محمديان
بشر بحران زده امروز منتظر يك منجى است تا او را از بحران و پريشان حالى نجات دهد و به آرامشى مطلوب برساند. اين آرامش را بشر خود از خويشتن دريغ كرده است و بشر خود به وجود آورنده اين ناآرامى است كه امروز ديگر از آن به تنگ آمده، ظهور منجى را انتظار مىكشد و امّا او خواهد آمد و جهان را نجات خواهد داد. او همين الان مهمان دلهاى ماست و به ما وعده داده شده است. آرى او خواهد آمد و با ظهورش عشق و آرزوهاى ما تجسّم عينى خواهند يافت. او مظهر تمام صفات پسنديدهاى است كه مىتوان متصور شد. او حجت خدا بر خلق است و با آمدنش تاريكىها روشن مىشوند و ظلم و نابرابرىها رفع و دفع خواهند شد. او خليفة ا... به تمام معناست و مظهر عباد صالح خداست. او الگوى كمال انسانى و جانشين شايسته پدرش و اجدادش و رسول خداست. او منتهاى آرزوى ماست.
آرى با ظهور حضرت قائم، عجّلاللَّهتعالىفرجه، انسان، انسان بودنش را و شايستگىهايش را و جامعه، جامعه بودنش را به تمام معنا درك خواهند كرد. انسان و جامعه همانى خواهد بود كه ولى خدا از او مىخواهد. امّا آنانى كه منتظر اويند بايد شايسته منتَظر باشند بايد خانه دل بيارايند و بعد به انتظار بنشينند. او بهترين و برترين در عصر خويش است. بنابراين با بهترين حالات شخصى و اجتماعى بايد به استقبال ظهورش شتافت. وقتى قرار است يك ميهمان معمولى به خانهمان بيايد خانه را پاك ساخته، مىآرائيم تا رضايت خاطر ميهمان را به دست آوريم. حال كه او (حضرت قائم، عجّلاللَّهتعالىفرجه) بهترين و برترين ميهمان ما و بشر خواهد بود چگونه مىتوانيم خانههاى دلمان را و جامعهمان را پاك نسازيم و نيارائيم؟ براى درك حضورش بايد با ناپاكىها و پليدىها جنگيد و محيط را براى حضورش مهيا ساخت. قبل از هر چيز بايد بر خود بشوريم و نفس آلوده خويش را به دار تقوى بكشيم. پس آنگه كه خود پاك شديم جامعه نيز پاك خواهد بود و پاكان در مقابل ظلم و جور خواهند ايستاد و نبرد را به تمكين ترجيح خواهند داد. آنگاه كه مژده ايستادگى در برابر ظالمان به گوش مظلومان برسد به ظهور منجى مشتاقتر و مايلتر خواهند بود و خود به قيام خواهند برخاست و همانا كه ظهور حضرتش قيام مظلومان خواهد بود. اميد به ظهور منجى ما را بر آن مىدارد كه در تاريكىها ننشينيم به سمت نور و روشنايى رهسپاريم تا صبح دولت اميد بدمد و با انوار وجودش رستگار شويم. نشستن و دست روى دست گذاشتن ما را جاودانه نخواهد ساخت درچنين حالتى تباهىها روز به روز گسترش خواهند يافت و ما در گوشههاى تاريك زمان گم خواهيم شد. راز جاودانگى در پويايى است نه در منفعل بودن. راز جاودانگى ما در با او بودن است چرا كه او حجت خداست براى با او بودن بايد خالص بود و با عشق در اين راه گام نهاد و همينطور بايد براى مبارزهائى بىامان با ظلم و جور و هرچه پليدىهاست آماده بود.
انتظار يك بنبست اجتماعى نيست بلكه يك رودخانه جارى از حقايق اجتماعى است. انتظار ديدن روزنه اميد براى رهايى است. انتظار ديدن افق فردا و فرداهاست. اميد به آينده است. اشتياق رسيدن به بهترين وضع است و نه تنها تلاش براى تثبيت وضع موجود نيست بلكه تلاشى است براى بهتر شدن، تكامل يافتن و هميشه پويا زيستن. بنابراين جامعه منتظر، جامعهاى است پويا، رو به تكامل و متمايل به بهتر و انسانى زيستن و فرد منتظر بايد هميشه در حال گريز از وضع موجود و تلاش براى فردايى بهتر از امروز باشد بايد بر عليه هرچه شرّ است بشورد تا جامعه براى ظهور و حضور آن انسان كامل آماده باشد. جاى بسى تأسف است كه در جامعهاى آلوده، ناپاك، نامناسب و آلوده به پلشتىها منتظر چنين انسان والا و وارستهاى باشيم كه اين نه شرط ادب است، نه شرط ميهماندارى و نه شرط انسانى الهى. پس بايد بهپاخيزيم و با ادب حضور، جامعه را براى ظهور آماده سازيم.
(ماهنامه موعود )
سوال:
حديثي موجود است كه در ان امده "هركس امام زمان خود را نشناسد به مرگ
جاهليت مرده است" اين شناخت چگونه بايد باشد ؟
پاسخ:
شناخت امام در زمان حاضر یعنی معتقد باشيم امام زمان( علیه السلام ) فرزند امام حسن عسكري( علیه السلام ) و دوازدهمين و آخرین امام از ائمه معصوم( علیهم السلام ) می باشد كه منصب امامت را عهده دار هستند، و پس از وفات پدر بزرگوارشان تنها نماينده مستقيم بشري خدا و مظهر رحمت او روي زمين، تنها مايه اميد مردم در تاريكيهاي ظلم و جور هستند و تا زماني كه فقط خدا ميداند، از ديده عامه مردم پنهان خواهند بود و در پرده غيبت به سر خواهند برد.
باید نسبت به مناصب و شئون ایشان شناخت داشته باشیم ؛ يكي از مناصب امام معصوم رهبريت جامعه است؛يعني زعامت و رهبري اجتماع مسلمانان به عهده امام است. در اين اجتماع رهبر ميخواهد، هيچ كس ترديد نداشته باشد. شيعه و سني قبول دارند جامعه به يك زعيم و فرمانده عالي نياز دارد.
منصب ديگرامام جانشيني پيغمبر در بيان دين است؛يعني امام مرجعيت ديني جامعه را عهده دار است. همه دستورهاي اسلام از طرف خدا به پيامبرگرامی اسلام وحي شد، ليكن زمان اجازه نميداد، تمام قوانين اسلام بيان شود. نيزآن چه بيان شده بود، بعضاً نياز به توضيح و تبيين و تفسير داشت. چنان كه براي قرآن كريم تفاسير متعدد نوشته شده است.
پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) علي( علیه السلام ) را وصي و جانشين خود تعيين كرد و او را تعليم داد، به طريق رمزي و غيبي همان گونه كه خود از طرف خدا تعليم يافته بود، به گونهاي كه در گفتهاش خطا و اشتباه نباشد به مردم گفت: بعد از من در مسايل ديني هر چه ميخواهيد از علي( علیه السلام ) سوال كنيد و از اوصياي بعد از او سؤال كنيد. خطا و اشتباه گفته آنان نيست، و ناگفتهاي از جانب خدا نيست مگر اين كه آنان ميدانند، و هر چه آنان گفتند عين واقعيت و حق است.
در واقع امام كارشناس اسلام است. هر سؤال ديني از او سؤال شود و او جواب دهد، جوابش متن اسلام است و اشتباه در آن راه ندارد. امام مثل يك دانشمند نيست كه گاه حرفش اشتباه درآيد و تبدّل رأي( تعییر در نظر ) پيدا كند. امام آن چه بگويد، حق و واقع است. بنابر اين دين را بايد از امام گرفت. كسي كه ميخواهد دين داشته باشد، بايد مرجع ديني خودش را هم بشناسد و بداند دين را ازكجا بگيرد. اين كه انسان دين داشته باشد، ولي دينش را از مأخذي بگيرد كه ضد آن است، عين جاهليت است، مثل اين است كه به جاي آب، سم بخوري. كسي كه امام زمانش را نشناسد، قهراً دينش را هم از او اخذ نخواهد كرد، در اين صورت مرگ او مرگ جاهليت است كه در زمان جاهليت مردم در حال شركت و بت پرستي مُردند.
منصب ديگر امامت شأن ولايت امام است. اين شأن اوج مفهوم امامت است؛ يعني امام علاوه بر داشتن مقام رهبري امامت امت و مرجعيت ديني و علم لدني به كليات وجزئيات اسلام و مقام عصمت داراي يك روح كلي، محيط برهمه روحها است. وحال معنويت كلي انسانيت است، او بر دلها مسلط است و اعمال مردم بر او عرضه می شود و بر همه مردم حاضر و ناظر است.
همان گونه كه عالم محضر خدا است، محضر امام هم است، البته با عنايت الهي. چنين انسان كاملي هميشه بايد بين مردم باشد و هيچ وقت نبوده و نخواهد بود كه زمين از يك انسان كامل كه امام است خالي باشد.
امام صادق( علیه السلام ) فرمود: "اگر در زمين بيش از دو نفر نباشد، يكي از آنان حتماً امام خواهد بود".( اصول كافي. ج 1، ص 334)
امام رضا( علیه السلام ) فرمود: "زمين بي امام نميگردد و گر نه فرو خواهد رفت".(همان)
در زيارت نامه امامان ميخوانيم: اشهد انك تشهد مقامي و تسمع كلامي و ترد سلامي؛ گواهي ميدهم كه تو الان وجود مرا در اين جا حس ميكني، و سخن مرا ميشنوي و جواب سلام مرا ميدهي".( مفاتيح الجنان، ص 833)
پس امام حجت خدا در زمين و واسطه فيض الهي بر مردم است و از مقام بسيار بالايي برخوردار است.
امامت بااين ويژگيها از چنان اهميتي برخوردار است كه بدون آن اسلام، اسلام نخواهد شد، چنان كه خداوند خطاب به پيغبر ميفرمايد: "آن چه بر تو نازل شده (امامت علي علیه السلام ) را برسان و اگر نرساني، رسالت الهي را تبليغ نكردهاي."( مائده، آيه 67)
نتيجه این که: مراد از شناخت امام زمان( علیه السلام ) اين است كه بدانيم حضرت مهدي( علیه السلام ) دوازدهمين اختر تابناك امامت (باشئون سهگانه: رهبري، مرجعيت ديني و ولايت مطلقه) است كه از طرف خدا منصوب و به مصالحي از ديدها غايب ميباشدو ناظر بر اعمال ما است. در واقع ما از او غايبيم، نه او از ما؛ ما هستيم كه شايستگي ديدارش را نداريم و گر نه او حاظر و ناظر است و ولايت كليه دارد.
و درواقع اضطرار فرياد رس شيعيان است.
اين كه در زيارت نامهها آمده:"عارفاً بحقك" يعني به حق ولايت عارف باشيم و از ما به ما نزديكتر است واز مادر به ما مهربانتر، چرا كه عشق مادر غريزي است، ولي عشق آقا الهي و آسماني است. او واسطه فيض الهي است و ميخواهد آلودگيهاي نشسته بر بال روحمان را بزدايد، و به اوج آسمانها و كنگره عرش الهي پرواز دهد. او روزي كه خدا ميداند، ظهور خواهد كرد و سراسر زمين را پر از عدل و داد خواهد نمود.
اگر كسي چنين اعتقاد و شناختي نسبت به حضرت مهدي( علیه السلام ) نداشته باشد و با اين حال مرگش فرا رسد، به مرگ جاهلي از دنيا رفته است؛ ...........
قرآن مجيد كتابيه كه براي هدايت جامعه بشری، نازل شده و در امر هدايت، از هيچ امری فرو گذار نكرده است... ظهور حضرت مهدی (عج)، از جمله وقايعيه كه قرآن مجيد، در آيات زيادي به اون اشاره کرده:
از جمله آياتي كه به اين واقعيّت اشاره داره، آيه شريفه "و نُريدُ اَن نَمُنَّ عَلَي الَّذينَ استُضعِفوا فِي الاَرضِ و نَجعَلَهُم اَءمَّةً و نَجعَلَهُمُ الوَارِثين (قصص،5) ما ميخواهيم بر مستضعفان زمين منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم."(معجم الاحاديث الامام المهدي، ج 5، (الآيات المضره، ص 220). همچنین آیات زیر به خوبی دال بر ظهوره:
سوره توبه، آيه 2؛
سوره انبيأ ، آيه 105؛
سوره نور ، آيه 55 ؛
و... برخي از محققان تا حدود 250 آيه از قرآن را مرتبط با امام مهدي(عج) دانستهاند و در این زمینه کتابی تحت عنوان " سیمای حضرت مهدي (عج) در قرآن، تالیف سید هاشم حسینی بحرانی تالیف شده است.
در صورت نیاز مجددا در خدمت شما هستم.